|
دو،سه روزه که دلم کرده هوای اون نگات آتیش به جونم میزنه گرمیه خاطره ها چرا رفتی عشق من آخه چه زود از پیش من دلیل بیار برای من آخه چی بود گناه من این دل ساده به پات نشسته چه فکرا کرده حالا شده خسته از زندگی خسته با این که سخته برو دیگه از یادم این دل ساده به پات نشسته چه فکرا کرده حالا شده خسته از زندگی خسته با این که سخته برو دیگه از یادم حالا دیگه تنهام ، بی کس و رسوام من واسه دردها راهی ندارم تو که دیگه رفتی باهام غریبه گفتی نمیخوام تو رو ببینم این دل ساده به پات نشسته چه فکرا کرده حالا شده خسته از زندگی خسته با این که سخته برو دیگه از یادم + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 9:26 توسط فریبا |
آروم آروم دارم از یادت می رم عشق من کاری کن دارم از دست می رم من هنوز حاضرم واسه تو بمیرم آخه به عشقت اسیرم آروم آروم دارم از یادت می رم عشق من کاری کن دارم از دست می رم من هنوز حاضرم واسه تو بمیرم آخه به عشقت اسیرم کاش می شد یه دفعه فقط یه دفعه بگی دوستم داری ازت چی کم می شه سرتو رو شونم حس کنم یه دفعه کاش می شد یه دفعه فقط یه دفعه بگی دوستم داری ازت چی کم می شه سرتو رو شونم حس کنم یه دفعه + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 15:42 توسط فریبا |
لالایی ، گریه ی بارون ، تو این گلخونه ی ویرون بریز نم نم ، ببار آروم ، رو یاس تازه ی گلدون لالا نازک ، مثه پونه ، لالا دلگیر و بی پونه گل من تشنه و تنهاست ، اسیر این بیابونه لالا لالا دلم تنگه ، لالایی ، گریه کن بارون لالا لالا ، ببار آروم ، لالایی با دل پر خون لالا فانوس چشم او ، گل نیلوفر من شو بمون ای خورشید سر گردون ، چراغ آخر من شو مثه ابری که می ناله ، مثه بادی که می خونه ببین تنها تو رو دارم ، تو این دنیایه وارونه لالا لالا دلم تنگه ، لالایی ، گریه کن بارون لالا لالا ببار آروم ، لالایی با دل پر خون لالایی باد سر گردون ، لالایی باغ ویرونم لالایی لاله ی غمگین ، لالایی بید مجنونم تو این بی آب و آبادی ، تو این ویرونه ی تنها بخواب آهسته آهسته ، گل نیلوفر زیبا بخواب آهسته آهسته ، گل نیلوفر زیبا + نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 14:47 توسط فریبا |
خيلی دير رسيدی ای دوست هفت تا كفن پوسوندم پيرهنه سياه تنت كن من فقط يه استخونم ببين چه كردی به اين دل فكر كن فقط يه لحظه نزار ديگه بيشتر از اين تنم تو گور بلرزه فقط يه خواهشی دارم زير تابوتم رو نگير وقتی كه رفتم زير خاك قبر منو بغل نگير حالا ديگه راحت راحتی ، هر كاری كه ميخوای بكن منو به كی فروختی مفت ، برو واسه همون بمير حالا ديگه راحت راحتی ، هر كاری كه ميخوای بكن منو به كی فروختی مفت ، برو واسه همون بمير فقط تا هفت روز سياه تنت كن شبهای جمعه يادی از ما كن عشقی كه بردی باشه حلالت عمری كه بردی باشه حرومت فقط بدون روز قيامت جلوی راه تو رو ميگيرم تقاص اين عمری كه از دست رفته رو ازت ميگيرم فقط بدون روز قيامت جلوی راه تو رو ميگيرم تقاص اين عمری كه از دست رفته رو ازت ميگيرم + نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 11:30 توسط فریبا |
گل نازم تو با من مهربون باش واسه چشمام گله رنگين كمون باش اسير باد و بارونم ، شب و روز گله اين باغ بی نام و نشون باش من ، عاشقی دل خونم شكسته ای محزونم پناه اين دل بی آشيونه باش دلم تنگه تو با من مهربون باش گل ناز ، اسمونم بی ستاره اس مثله ابرا ، دله من پاره پاره ست دوباره از رو تو هيچی بی درگاه نفس امشب برام عمر دوباره است من ، عاشقی دل خونم شكسته ای محزونم پناه اين دل بی آشيونه باش دلم تنگه تو با من مهربون باش گل نازم بگو بارون بباره كه چشماتو به يادم میاره تماشای تو زير قطره ی بارون چه با من ميكنه امشب دوباره شب و تنها بيا ماه و ستاره من ، عاشقی دل خونم شكسته ای محزونم پناه اين دل بی آشيونه باش دلم تنگه تو با من مهربون باش + نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387 16:18 توسط فریبا |
به همون پاكيو خوبی ، به همون سادگيه ناب به لطافت يه شبنم ، تویه سنگينيه مرداب به نجابت يه كوهی ، كه هميشه سر بلنده ساده ای شبيه آينه ، عاشقی مثله پرنده تو شبيه جوشش يه چشمه ای زير پوست رغبت يه شوره زار اون كه با دستهای خالی می تونه رو تن كوير بسازه يك بهار واسه دوست داشتن هر چی عاشقونست مهربون بودن و از تو ياد گرفتم تویه سرزمين قلب نازنينت گم شدم تا منو از تو ياد گرفتم تو يه قاب خاليه كاغذی نيستی كه بشه سوزوندو از خاطره ها برد واژه ای قشنگتر از اسم پدر نيست چه جوری می شه تو رو به ياد نياورد چه جوری می شه صدای پاتو نشنيد تويه كوچه های خلوت قديما مگه می شه ديگه چشم به راه نباشم واسه بی رياترين عاشق دنيا واسه دوست داشتن هر چی عاشقونست مهربون بودن و از تو ياد گرفتم تویه سرزمين قلب نازنينت گم شدم تا منو از تو ياد گرفتم + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 17:2 توسط فریبا |
تو نميدونی من چی كشيدم وقتی كه گفتی تو رو نمی خوام باور ندارم كه ديگه نيستی حالا تو رفتی من اينجا تنهام يه شوخی بود و يه قصه ی تلخ وقتی كه گفتی تو رو نمی خوام خيال می كردم می خوای بترسم شايد هنوزم باور نكردم چشمای گريون ، دستهای خسته دوری چشمات منو شكسته رنگ اون چشات چشمای سيات زنجير دلت دستامو بسته شايد يه حسود چشممون زده بگو كی ما رو تنهايی ديده ولی ميدونم تو آسمونا قصه ی ما رو يكی شنيده تو باور نكن هر كی بهت گفت پيشت می مونم ، پيشت می مونم باور ندارم كه ديگه نيستی تا ته دنيا از تو می خونم چشمای گريون ، دستهای خسته دوری چشمات منو شكسته رنگ اون چشات چشمای سيات زنجير دلت دستامو بسته + نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 20:24 توسط فریبا |
خدا وصيت منو گوش بده ناممو بخون شايد ديگه من نباشم مواظب عشقم بمون می سپرمش بهت ميرم تمام تار و پودمو يه وقت نياد برنجونيش كسل كنی وجودمو خدا يه وقت كسی نياد بدزده قلب ساده شو كسی نياد تو زندگيش بشينه زير سايه شو بهش بگه دوسش داره خيلی بده زمون ما خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون فردا قراره منو تو از همديگه جدا بشيم فردا قراره همدمه گريه ی بی صدا بشيم تو كوچه های بی كسی نيستی و پرسه ميزنم آی آدما نگاه كنيد غريبه شهرتون منم يادش بخير منو تو و يه قلبه پاكو بی غرور حالا چی شد عوض شدی دلت كجاست سنگ صبور من تو رو عاشق ميكنم هر جور شده حتی به زور كی ميخواد فردا تو رو از من بگيره كاش اونم ويرون بشه آتيش بگيره ما بايد فردا رو از دنيا بگيريم ما اگه از هم جدا بشيم ميميريم ما بايد قدر اين روزا رو بدونيم وای اگه فردا بياد تنها می مونيم خدا شايد اين عشقی كه من ميگم و تو نشناسی نزديكترين كسم اونه خيلی دوسش دارم راسی يادم نره بهت بگم عزيزترينم مال منه خودم مهم نيست اما اون نزاری تنها بمونه بميرم واسه ی دلش گريه چقدر بهش مياد وقتی كه حرصش ميگيره ميگه از من بدش مياد اما وقتی آروم ميشه می بينه من بغضم گرفت همين ديوونه بازيهاش از اول چشممو گرفت حالا كه ديگه مجبوريم با همديگه وداع كنيم بيا به ياد اون روزا همديگرو دعا كنيم يه وقت ديدی دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشيم ای وای داره فردا مياد بايد دست به دعا بشيم با قلب پاكت از خدا بخواه منو صبرم بده هنوز نرفتی از پيشم دوريت داره زجرم ميده كی ميخواد فردا تو رو از من بگيره كاش اونم ويرون بشه آتيش بگيره عزيزم يادت نره دنيا دو روزه نميخوام فردا دلت واسم بسوزه ای خدا حتی اگه دوسم نداره تو ميتونی نذاری تنهام بذاره + نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387 9:12 توسط فریبا |
ای كه بهانه ی منی ، در شب بی مرز كلام حجم زلال عاطفه ، بی تو ترانه ناتمام با تو كجايه قصه مو ، نگفته بودم كه هنوز هنوز پر از ترانه ای ، تو اين شبه ترانه سوز ببين چه خسته ميزنه ، قلب ستاره های دور تو اين مجال بی تپش ، تو اين غروب سوت و كور چراغ تنهايیمن ، اگر چه از تو روشنه به فكر چاره ای نباش ، كه غربت همزاد منه تو شبه قطبيه دلم ، طلوع تو يه نعمته تو اين سكوت لعنتی ، زمزمه هات غنيمته كلام تو ادامه ی اصالت شقايقه سايه تو از سرم نگير ، هنوزم اين دل عاشقه سايه تو از سرم نگير ، هنوزم اين دل عاشقه ای كه بهانه ی منی ، در شب بی مرز كلام حجم زلال عاطفه ، بی تو ترانه ناتمام + نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 7:29 توسط فریبا |
از اينجا كه پر از غمه خسته شدم می خوام برم قلبمو كه دادم به تو ديگه بايد پس بگيرم موندن هرگز ، خداحافظ ديگه ميرم ، اگه يه روز دردهای دنيا بريزه تو قلب من ستاره ها خاموش بشن تو آسمونه شب من من ميميرم ، ديگه ميرم خداحافظ ، ديگه رفتم ، پايان ثانيه منم ، هر جايی ساعت ببينم ، عقربه هاشو ميشكنم حتی نشد واسه يه بار ، من بدی هاتو خوب كنم خورشيد و كشتم كه ديگه خودم به جات غروب كنم دل ميسوزه،ازم نخواه بيشتر از اين اسير اين قفس باشم هيچی نمونده از دلم خاكستره دو آتيشم ريزه ريزه ، دل ميسوزه ، خسته شدم دلم گرفته اين روزا غم خونه كرده تو صدام بارونه غصه انگاری ميباره تو ترانه هام عاشق بودم ، خسته شدم خسته شدم ، ديگه ميرم ، گريه نكن دل ، بيا بريم ، از عشق ، ديگه نگيم درد عشقی ، كه كشيديم ، جز خدا به كسی نگيم دل ، بيا بريم ، از عشق ، ديگه نگيم درد عشقی ، كه كشيديم ، جز خدا به كسی نگيم + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 7:40 توسط فریبا |
|